تبلیغات
بلوغ عاطفه - افسانه ی غربت !

بلوغ عاطفه

افسانه ی غربت ! :[شعر , ]

سالها ؛ ایرانی بودنش پنهان بود و انگلیسی حرف می زد . روزی

قلبش درد گرفت و او را برای جراحی قلب به اتاق عمل بردند.

بهنگام تزریق داروی بیهوشی بناگاه فریاد « آه ، قلبم » را از گلویش

شنیدند و شتابزده با پلیس تماس گرفتند. پلیس که رسید او را

شناخت . او متخصص قلب « ر یگان» بود !

نوشته ی سامرند داودی

 

نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1384 و 07:12 ق.ظ توسط سامرند داودی

ویرایش شده در پنجشنبه 24 آذر 1384 و 07:12 ق.ظ