تبلیغات
بلوغ عاطفه

بلوغ عاطفه

:[شعر , ]

آخرین شعرش را كه نوشت ،‌ او را كشان كشان به روانپزشكی بردند

و بستری اش كردند. چند ماه بعد وقتی جنازه اش ، آماده ی غسل

می شد ؛   سیاهی جمله ای  ،  روی  پایش  گریست :

 - « طاعون زدگی وتباهی روح ...»

 

سامرند داودی

14/9/84

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 14 آذر 1384 و 08:12 ق.ظ توسط سامرند داودی

ویرایش شده در دوشنبه 14 آذر 1384 و 08:12 ق.ظ