تبلیغات
بلوغ عاطفه - احساس

بلوغ عاطفه

احساس :[شعر , ]

عقرب  سیال  زمان  چهره ی ساعت  را نیش می زد  و

ثانیه ها ی حریص را پیش می برد! چشمهایش در پیش

وحرفهایش تبدار و بی رنگ ، چشمه ی جوشان بودن را

می نگریست و پیوستگی  لحظه هارا حس می كرد.

دستی  از دیروز  باتری  حضورش را  گرفت  تا  خیره  در

خاموشی شب به بازی غصه ها بنشیند.  دست  یاوه گو

 انفجار روشنی را چاره  دید! اما  نور به گیسوی  اندیشه 

 تابید  و ذهن  باد ، آتش گرفت. دست ؛ سایه شد!!! 

سامرند.  داودی

نوشته ی :15/8/84

 

 

نوشته شده در یکشنبه 15 آبان 1384 و 09:11 ق.ظ توسط سامرند داودی

ویرایش شده در یکشنبه 15 آبان 1384 و 09:11 ق.ظ