تبلیغات
بلوغ عاطفه - تراژدی اشک

بلوغ عاطفه

تراژدی اشک :[شعر , ]

.... خبر تكان دهنده ای كه در اكثر مطبوعات پنجشنبه گذشته منتشر شد

 

حاكی از این بود  كه سه جوان در محله ی ... خیابان ... درساعت 7 صبح

 

در مقابل خانه ی دختر جوانی به نام ... كمین می كنند و هنگامی كه او

 

از منزل خارج می شود در ایستگاه اتوبوس به سراغ او می روند و از  او

 

می خواهند همراه آنها برود . اما زمانی كه دختر جوان مقاومت می كند

 

یكی  از جوانان شرور....او را با تهدید چاقو و در مقابل چشم مردم دنبا ل

 

می كند  و  دختر  بیچاره از شدت هراس به باجه ی بلیت  فروشی    پناه

 

میبرد ،اما پیرمرد بلیت فروش وقتی كه تیغه ی تیز چاقو را زیرگلوی خود

 

می بیند  دختر جوان را بناچار از باجه ی بلیت فروشی  بیرون می كند  و

 

دوباره  این دختر در مقابل چشم دهها نفر از ساكنان ورهگذران به داخل

 

كوچه های  تنگ و تاریك فرار می كند . دختر جوان مستاصل و خسته  از

 

فرار ، با كوبیدن در منزل همسایه های كوچه ی بن بست از آنها  تقاضای

 

كمك می كند اما ساكنین محل با مشاهده چاقو وقمه در دست متهم   و

 

حرفهای  او  كه  دختر جوان خواهر  اوست . از پناه دادن  به دختر  بیچاره

 

               خودداری  می كنند. 

              

سرانجام..متهم اصلی پرونده با تهدید چاقو ،دخترجوان رابه داخل  كوچه

 

بن بستی كشانده  و در حالی كه  دو  همدست  او  سر كوچه   نگهبانی

 

               می دادند با در آوردن لباس دختر جوان .......

 

لحظاتی  بعد جوانان شرور دختر بیچاره را رها می كنند و با شكایت  وی

 

ساعت 15 همان روز متهم اصلی پرونده كه سوابق بسیاری در زمینه ...

 

... داشته   و  3 بار روانه زندان شده  به  همراه  دو  همدستش  دستگیر

 

              می شوند ....

 

"نوشته ی روزنامه ی جام جم - چهار شنبه مورخه 11/8/84 "

 

ترا

 

و لحظه هایت را

 

كدامین دست

 

غارت كرد؟

 

و فریاد نجابت را

 

به بن بست خیانت

 

ریخت ؟

 

دلت پروانه ای بود و

 

حضورت خنده ی آوند

 

كدامین ریشه ی فاسد

 

تمنای نگاهت را

 

به مرداب جنایت ریخت ؟

 

سامرند داودی قطره اشك 11/8/84

نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1384 و 01:11 ق.ظ توسط سامرند داودی

ویرایش شده در - و -