تبلیغات بلوغ عاطفه
نویســــندگان :
◊ سامرند داودی (89)
موضــــــوعات :
◊ شعر (89)
آرشـیـــــــــــو :
◊ خرداد 1385 (1)
◊ اسفند 1384 (5)
◊ بهمن 1384 (10)
◊ دی 1384 (29)
◊ آذر 1384 (25)
◊ آبان 1384 (19)
لینكســــــــتان :
لینكــــــــدونی :
◊ دیدگاه (-)
◊ گلهای کاغذی (-)
◊ خوابهای کودکانه (-)
◊ شعر نو (-)
◊ داغترین اشک ... (-)
◊ حسین آقا (-)
◊ تازه های ادبی (-)
◊ پرنده (-)
◊ تنهاترین عاشق این کره خاکی (-)
◊ نوادگان این زمین خاکی (-)
جستجـــــــــــو :
خبرنامــــــــــه :
نظر سنجــــــــی :
آمار وبــــــــــلاگ :
امروز : پنجشنبه 19 دی 1387
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
تمامی حقوق مادی و معنوی این قالب برای میهن بلاگ محفوض میباشد
طراح و سازنده : علیرضا عسگری
تراژدی اشک :[شعر , ]
.... خبر تكان دهنده ای كه در اكثر مطبوعات پنجشنبه گذشته منتشر شد
حاكی از این بود كه سه جوان در محله ی ... خیابان ... درساعت 7 صبح
در مقابل خانه ی دختر جوانی به نام ... كمین می كنند و هنگامی كه او
از منزل خارج می شود در ایستگاه اتوبوس به سراغ او می روند و از او
می خواهند همراه آنها برود . اما زمانی كه دختر جوان مقاومت می كند
یكی از جوانان شرور....او را با تهدید چاقو و در مقابل چشم مردم دنبا ل
می كند و دختر بیچاره از شدت هراس به باجه ی بلیت فروشی پناه
میبرد ،اما پیرمرد بلیت فروش وقتی كه تیغه ی تیز چاقو را زیرگلوی خود
می بیند دختر جوان را بناچار از باجه ی بلیت فروشی بیرون می كند و
دوباره این دختر در مقابل چشم دهها نفر از ساكنان ورهگذران به داخل
كوچه های تنگ و تاریك فرار می كند . دختر جوان مستاصل و خسته از
فرار ، با كوبیدن در منزل همسایه های كوچه ی بن بست از آنها تقاضای
كمك می كند اما ساكنین محل با مشاهده چاقو وقمه در دست متهم و
حرفهای او كه دختر جوان خواهر اوست . از پناه دادن به دختر بیچاره
خودداری می كنند.
سرانجام..متهم اصلی پرونده با تهدید چاقو ،دخترجوان رابه داخل كوچه
بن بستی كشانده و در حالی كه دو همدست او سر كوچه نگهبانی
می دادند با در آوردن لباس دختر جوان .......
لحظاتی بعد جوانان شرور دختر بیچاره را رها می كنند و با شكایت وی
ساعت 15 همان روز متهم اصلی پرونده كه سوابق بسیاری در زمینه ...
... داشته و 3 بار روانه زندان شده به همراه دو همدستش دستگیر
می شوند ....
"نوشته ی روزنامه ی جام جم - چهار شنبه مورخه 11/8/84 "
ترا
و لحظه هایت را
كدامین دست
غارت كرد؟
و فریاد نجابت را
به بن بست خیانت
ریخت ؟
دلت پروانه ای بود و
حضورت خنده ی آوند
كدامین ریشه ی فاسد
تمنای نگاهت را
به مرداب جنایت ریخت ؟
سامرند داودی قطره اشك 11/8/84
نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1384 و 01:11 ق.ظ توسط سامرند داودی
ویرایش شده در - و -